ساقی و میکده از ماست گر بگذارند زندگی ساغر و صهباست گر بگذارند می تراود ز نگاهت غزلِ عاطفه ها شعر چشمان تو شیواست گربگذارند

**تا,, سَر بِمُهر می ماند, رازها یم**

پنجشنبه 30 دی 1395 01:20 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: ** نگارش قلم من* مولود پورصفا **MASHA** ،



سالها بغضم را قورت دادم

اشکهایم را دور ریختم

راز هایم را,

خِفت 

دهانم را,,

چِفت 

اما امروز,,

چشمهایم,,

خون قِی کرد

زبانم نالید

و غرورم را

لِه کرد

همه راز هایم بر مَلا 

نُقلُ و گَپِ محفل ها 

جسم خمیده ام عصای دَغل بازان 

جانم را ناخن ,,

سپس به دندان کشیدند

ای کاش,,

چشمهایم را داغ می زدم


تا,,


سَر بِمُهر می ماند,

رازها یم

مولود**Masha**

10/12/2011




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 دی 1395 07:06 ب.ظ