تبلیغات
**قوس قزح** - مطالب **متفرقه **
ساقی و میکده از ماست گر بگذارند زندگی ساغر و صهباست گر بگذارند می تراود ز نگاهت غزلِ عاطفه ها شعر چشمان تو شیواست گربگذارند

Iranam - Kamran Hengameh Fereydoon

پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 02:36 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: **متفرقه ** ،
 



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 02:37 ب.ظ

**زندگی من , عشق من **

چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:43 ق.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: **متفرقه ** ،
 



Hast du die Kraft, meine Liebe
Um eine Perle in tiefen Gewässern zu suchen
Wenn du noch Mut hast
Um mit mir zu reden

Sag mir, mein Leben, meine Liebe
Das Leben spielt ein Spiel auf uns könnte es sein
Ich bin im Zustand fast wie Müdigkeit
Ihre Gefühle sind verwirrt könnte es sein

Löschen Sie es, manchmal muss man wieder anfangen
Das Leben aufzuheben
Löschen Sie es, manchmal muss man den Schiefer sauber wischen
Alles vergessen

Ich will das Leben in vollen Zügen leben
Als ob heute der letzte Tag ist.
Kommen Sie, was kann
 ich möchte es begrüßen und weitergehen
 ---------------

<<< Do you have the strength, my love
To search for a pearl in deep waters
If you still have courage left
to talk to me bout love

Tell me, my life, my love
Life plays a game on us could it be
I'm in state almost like fatigue
your feelings are confused could it be

Erase it, sometimes one needs to begin again
to nullify life
Erase it, sometimes one needs to wipe the slate clean
To forget everything

I wanna live life to the fullest
as if today is the last day
Come what may, i wanna greet it and move on




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:01 ب.ظ

**مورداک در یکی از خانواده‌های ثروتمند انگلیسی متولد شده بود*

سه شنبه 1 شهریور 1390 02:25 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: **متفرقه ** ،



ادوارد مورداک یکی از عجیب‌ترین انسان‌هایی بود که در قرن نوزدهم زندگی می‌کرد. عجیب بودن مرداک به دلیل داشتن توانایی خاص یا انجام کارهای شگفت‌انگیز نبود بلکه این مرد انگلیسی دارای دو صورت بود!

مورداک در یکی از خانواده‌های ثروتمند انگلیسی متولد شده بود اما با تمام ثروتی که خانواده‌اش داشت و در آینده به او به ارث می‌رسید وی هیچ‌گاه احساس خوشبختی نکرد زیرا یک صورت اضافی و بسیار زشت و تو رفته در پشت‌سر او وجود داشت.
البته صورت دوم مورداک نه می‌توانست صحبت کند و نه چیزی بخورد، اما در نهایت شگفتی می‌توانست بخندد یا گریه کند و مثل یک صورتک همیشه به پشت سر او چسیبده بود و او را همه جا همراهی می‌کرد.
ادوارد که جوانی 20 ساله بود، به هیچ‌عنوان مانند هم‌سن‌وسال‌هایش نمی‌توانست خوش باشد و از زندگی‌اش لذت ببرد چرا که کمتر کسی حاضر به دوستی با مورداک بود و وی همیشه در تنهایی به سر می‌برد. کودکان با دیدن او پا به فرار می‌گذاشتند و از نگاه مردم کوچه و خیابان معلوم بود که هیچ‌کس تمایلی به صحبت با او ندارد. مورداک نه تنها روزها از دست سر خودش آرامش نداشت، بلکه شب‌ها هم نمی‌توانست سر راحت روی بالشت بگذارد. با رسیدن شب وقتی همه به خواب فرو می‌رفتند، همیشه از اتاق مورداک صدای نجواهی عجیبی به گوش می‌رسید، صداهایی که بیشتر شبیه زمزمه بود تا صحبت کردن. مورداک کاملاً در خواب بود و با نجواهایی که از پشت‌سرش می‌آمد از خواب می‌پرید، این صدای وحشتناک از دهان صورت دوم مورداک خارج می‌شد. هرشب، صورت دوم او شروع به گفتن جملات عجیب و غریب می‌کرد و مورداک به هیچ‌عنوان نمی‌توانست مانع این کار شود و هیچ کنترلی روی صورت خود نداشت.
 
 
مورداک ثروتمند بود و برای جدا کردن صورت دوم خود به هیچ‌عنوان مشکل مالی نداشت از این رو تصمیم گرفت شر صورت مزاحم را از سر خودش کم کند چرا که معتقد بود صورتش جملات شیطانی به زبان می‌آورد. او نزد چندین پزشک رفت و برای آنها توضیح داد که چگونه این صورت زندگی آرام را از او گرفته و التماس کرد هرطور شده این صورت شیطانی را از او جدا کنند اما هیچ پزشکی راضی به انجام این کار نشد. تحمل چنین زندگی‌ای برای مورداک بسیار سخت شده بود، او سعی می‌کرد با یاد گرفتن موسیقی فکرش را از صورت مزاحم منحرف کند اما مزاحمت‌های صورتش آن‌قدر زیاد شده بود که دیگر نمی‌توانست تحمل کند و برای همین در 23 سالگی اقدام به خودکشی کرد.
درباره چگونگی خودکشی مورداک اطلاعات زیادی در دست نیست، بعضی‌ها می‌گویند که او با خوردن سم، خود را کشت و بعضی دیگر نیز می‌گویند که وی با شلیک گلوله به پیشانی‌اش جان خود را گرفت. اما شیوه خودکشی مرد بیچاره هرچه بود که او پیش از مرگ وصیتنامه‌ای نوشت و خواست که پیش از دفن کردنش حتماً صورت شیطانی او را کاملاً از بین ببرند تا مبادا در گور هم باعث آزاد و اذیت او شود. درباره جزئیات زندگی ادوارد مورداک اطلاعات بسیار اندکی در دست است و حتی زمان تولد و مرگ او دقیقاً مشخص نیست. مورد عجیب درباره او زمانی اتفاق افتاد که علم پزشکی پیشرفت چندانی نکرده بود و اطلاعات به جا مانده از او نتیجه داستان‌هایی است که سینه به سینه از مردم نقل شده است.
در بعضی از داستان‌ها آورده‌اند که صورت دوم ادوارد چهره یک دختر زیبا بود اما به عقیده پزشکان که احتمال می‌دهند صورت دوم ادوارد قل انگلی او بود چنین داستانی کاملاً اشتباه است زیر معمولاً قل‌های انگلی از یک جنسیت هستند.







دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 20 شهریور 1395 02:44 ب.ظ

**ضیافت الهی کاری از رضا جوزانی**

سه شنبه 8 تیر 1395 12:29 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: **متفرقه ** ،



**ضیافت الهی کاری از رضا جوزانی**




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: سه شنبه 8 تیر 1395 12:42 ب.ظ