ساقی و میکده از ماست گر بگذارند زندگی ساغر و صهباست گر بگذارند می تراود ز نگاهت غزلِ عاطفه ها شعر چشمان تو شیواست گربگذارند

**شب های لعنتی**

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 02:10 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

باید کسی را پیدا کنم, که دوستم داشته باشد


انقدر ,که یکی از این شب های لعنتی,

 آغوشش را برای من و یک دنیا خستگی بگشاید.

هیچ نگوید،

هیچ نپرسد.

 نزار_قبانی




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 02:44 ب.ظ

**سایه جان رفتنی هستیم بمانیم که چه!عارف لرستانی ، روحت شاد **

شنبه 26 فروردین 1396 02:15 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،
سایه جان ,رفتنی هستیم ,بمانیم, که چه!!
 


زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه!
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
اینهمه درس بخوانیم و ندانیم که چه!
خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز
دوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه!
آری این زهر هلاهل به تشخّص هر روز
بچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه!
دور سر هلهله و هاله شاهین اجل
ما به سرگیجه کبوتر بپرانیم که چه!
کشتیی را که پی غرق شدن ساخته اند
هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه!
قسمت خرس و شغال است خود این باغ مویز
بیثمر غوره ی چشمی بچلانیم که چه!
بدتر از خواستن این لطمه ی نتوانستن
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه!
ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست
کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه!
گر رهایی ست برای همه خواهید از غرق
ورنه تنها خودی از لجّه رهانیم که چه!
ما که در خانه ایمان خدا ننشستیم
کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه!
قاتل مرغ و خروسیم
یکیمان کمتر اینهمه جان گرامی بستانیم که چه!

مرگ ٬ یکبار مثل دیدم و شیون یکبار
اینقدر پای تعلل بکشانیم که چه!
شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند
ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه!
 

 



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: شنبه 26 فروردین 1396 02:54 ب.ظ

**بیژن الهى**

چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:34 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

چگونه مى توانستم تو را فاش كنم كه حتى


برهنگیت را از تن در آورده بودى؟

بیژن الهى




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:38 ب.ظ

**خورشید چگونه طلوع کرد**

چهارشنبه 18 اسفند 1395 06:48 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،


اکنون برایت می‌گویم خورشید چگونه طلوع کرد
در هر دم تاری ابریشمین
برج‌ها در یاقوت ارغوانی شناور شدند
و خبر چون دسته‌ی سنجاب‌ها پراکنده شد

تپه‌ها گره از کلاه گشودند
پرندگان آواز سر دادند
آن‌گاه آهسته به خود گفتم
«این دیگر خورشید است»

اما این‌که چگونه غروب کرد نمی‌دانم
گویی نردبانی ارغوانی بود
که دخترکان و پسرکان زرد
از آن مدام بالا می‌رفتند

و هنگامی‌که بدان‌سو رسیدند
مدیر مدرسه‌ای خاکستری‌پوش
میله‌های غروب را به‌آرامی برداشت
و همه را در پی خود کشاند

امیلی_دیکنسون




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 اسفند 1395 06:57 ب.ظ

**در این عشق چو مردید همه روح پذیرید**

شنبه 14 اسفند 1395 01:02 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
كز این خاك برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
كه این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یكی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشكستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینك ز خاموش نفیرید

شعرزیبای مولانا


 
 



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: سه شنبه 17 اسفند 1395 06:16 ب.ظ

نزار قبانی | از كتاب صدنامه‌ی عاشقانه

یکشنبه 8 اسفند 1395 02:33 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،


اگر روزی با مردی رو به رو شوی

كه بتواند ذره ذره تو را به شعر تبدیل كند

و تار مویی از گیسوانت را به شعر تبدیل كند،

مردی كه قادر باشد چون من

وادارت كند

با شعر غسل كنی

با شعر سرمه بكشی

و با شعر شانه كنی

از تو می خواهم:

"در رفتن با او تردید نكن"

مهم این نیست

كه متعلق به من باشی

مهم این نیست

كه متعلق به او باشی

مهم این است

كه متعلق به شعر باشی


نزار قبانی | از كتاب صدنامه‌ی عاشقانه

ترجمه: ابوالقاسم قوام، زهرا یزدان‌نژاد



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 اسفند 1395 02:33 ب.ظ

**عشق چیز كمی نیست**

یکشنبه 24 بهمن 1395 01:45 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

چه با عظمت است محبت!


پس از صمیم قلب خود را تسلیم آن كن،

عشق چیز كمی نیست.

كسی كه به بیماری مزمن عشق گرفتار شده است

عشق را از روی عقل اختیار نكرده است.

 ؟ ؟ ؟




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 بهمن 1395 02:04 ب.ظ

**دنیا بی تو جای خوبی نیست**

جمعه 22 بهمن 1395 01:18 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

جمعه است و خفقان !


دلتنگی روزهای جمعه

این آخرین سرمایه ام را

با کسی قسمت نخواهم نکرد

سوار بر موج غزلی می سرایم با ردیف “آه”

باشد تا نبودت را گوشزد کرده باشم

تا بدانی

"دنیا بی تو جای خوبی نیست"

**امیر طاهری **

 
 



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: جمعه 22 بهمن 1395 08:12 ب.ظ

امیر_طاهری

شنبه 9 بهمن 1395 01:44 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،


ساعت را برداشتم



تا نکوبد ثانیه های نبودنت را ،

که حس نکنم !

چه قدر برای آمدنت دیر شده …

نشسته ام و بین رفتن های تو

و ماندنهای خودم

مخرج مشترک می گیرم!

حاصلش فقط

داغِ تو می ماند

روی دلم...

  امیر_طاهری





دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: شنبه 9 بهمن 1395 01:48 ب.ظ

**پرزدن در وسط شعله هنر میخواهد**

جمعه 1 بهمن 1395 01:29 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،


هنر آن نیست نسوزی به میان آتش


پرزدن در وسط شعله هنر میخواهد


عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست


«قـدم اول ایـن راه جگـر می خواهد»


قاسم نعمتی




 همکاران گرامی , از صمیم قلب تسلیت  عر ض می کنم .


درود بر شما از جان گذشتگان .


 

 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 بهمن 1395 11:30 ب.ظ

** درمان دل شکسته ما، برگرد**

چهارشنبه 15 دی 1395 12:55 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

ای راحت دل، قرار جانها برگرد


درمان دل شکسته ما، برگرد


ماندیم در انتظار دیدار، ای داد


دلها همه تنگِ توست آقا برگرد . .

....؟؟؟؟؟؟؟؟

   

یا"حضورعشق" را

به تماشابنشینم یا... انتظار را؟

چشمی به راه دارم،

چشمی بر آسمان.

می آیی و

جهان راسبز خواهی کرد.


....؟؟؟؟؟؟؟؟







دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 دی 1395 01:05 ب.ظ

**من سلسله جنبان دل عاشق خویشم**

یکشنبه 21 آذر 1395 01:40 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،
 

از دست عزیزان چه بگویم گله‌ای نیست


گر هم گله‌ای هست، دگر حوصله‌ای نیست

 

 

 

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم


هر لحظه جز این دست مرا مشغله‌ای نیست


دیری‌ست که از خانه خرابان جـهـانم


بر سـقـف فرو ریخـته‌ام چـلچله‌ای نیست


در حسرت دیدار تو ، آواره ترینم


هرچند که تا خانه‌ی تو فاصله‌ای نیست


بگذشته‌ام از خود ولی از تو گذشتن


مرزی‌ست که مشکل‌تر از آن مرحله‌ای نیست


سرگشته ترین کشتی دریای زمانم


می‌کوچم و در رهگذرم اسکله‌ای نیست


من سلسله جنبان دل عاشق خویشم


بر زندگی‌ام سایه ای از سلسله‌ای نیست


یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن


رفـتـنـد عزیزان و مرا قافـله‌ای نیست


بهمن رافعی




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: یکشنبه 21 آذر 1395 02:02 ب.ظ

**سایه**نی مدد می خواهد از ما ای نفس ((ه. ا. سایه))

یکشنبه 16 آبان 1395 09:27 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،
 
 
باز بانگی از نیستان می رسد

غم به داد غم پرستان می رسد

بشنوید این شرح هجران بشنوید

با نی نالنده هم دستان شوید

بی شما این نای نالان بی نواست

این نواها از نفس های شماست

آن نفس کاتش برانگیزد ز آب

آن نفس کاتش ازو آمد به تاب

آن نفس کائینه را روشن کند

آن نفس کاین خاک را گلشن کند

 



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 آبان 1395 10:00 ب.ظ

** Lara Fabian **« من بیمار هستم »**

شنبه 17 مهر 1395 12:36 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،
« من بیمار هستم »
دیگر رویایی ندارم
دیگر سیگار نمی کشم
دیگر حتی داستانی هم ندارم
بدون تو کدر و پستم
بدون تو زشت و ناپسندم
مانند یتیمی در خوابگاه هستم
دیگر دلم نمی خواهد زندگی کنم زندگی من !
وقتی می روی زندگیم متوقف می شود
دیگر زندگی ندارم حتی بسترم
به سکوی ایستگاه تبدیل شده است
وقتی تو می روی
من بیمار هستم کاملا بیمارهستم
مانند زمانی که مادرم شب هنگام بیرون می رفت
و مرا با ناامیدیم تنها می گذاشت
من بیمار هستم کاملا بیمار هستم
تو می رسی هیچ کس نمی داند چه زمانی
تو دوباره بازمی گردی هیچ کس نمیداند کجا
بزودی دو سال می شود
که تو بی تفاوت شده ای
مانند یک صخره
مانند یک گناه
به تو آویخته ام
خسته ام
ناتوان شده ام
از وانمود کردن به خوشبخت بودن
وقتی آنها آنجا هستند
تمام شبها می نوشم
اما همه ی نوشیدنیها
برای من یک طعم دارند
و همه ی کشتی ها پرچم تو را برافراشته اند
دیگر نمی دانم کجا بروم
تو همه جا هستی
من بیمار هستم کاملا بیمار هستم
خونم را در پیکر تو می ریزم
و مانند پرنده ای مرده هستم
هنگامی که تو خفته ای
من بیمار هستم کاملا بیمار هستم
تو مرا از تمام ترانه هایم محروم کردی
تو مرا از تمام واژه هایم خالی کردی
با این همه قبل از تو ذوقی داشتم
این عشق مرا می کشد و اگر ادامه یابد
بی کس و تنها مانند یک بچه ی احمق
کنار رادیوام در خود تلف می شوم
در حال گوش دادن به صدای خاص خودم که خواهد خواند
من بیمار هستم کاملا بیمار هستم
مانند زمانی که مادرم شب هنگام بیرون می رفت
و مرا با ناامیدیم تنها می گذاشت
من بیمار هستم آری درست است بیمار هستم
تو مرا از تمام ترانه هایم محروم کردی
تو مرا از تمام واژه هایم خالی کردی
و من قلبی کاملا بیمار دارم
که با سنگرها محاصره شده است
می شنوی؟ بیمار هستم

   


دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: شنبه 4 شهریور 1396 01:15 ب.ظ

** حامد عسکری**

جمعه 16 مهر 1395 09:00 ب.ظ

نویسنده : مولود Masha پورصفا((Moloud Poursafa))
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

دوست که دلخوشی ام بود فقط خنجر زد


دشمنان را بسپارید که مرهم بدهند


خسته ام مثل یتیمی که از او فرفره ای


بستانند و به او فحش پدر هم بدهند


حامد عسکری





دیدگاه ها :
برچسب ها: حامد عسکری ، خنجر ، فرفره ، یتیم ، فحش پدر هم بدهند ، دوست ، moloud-poursafa ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 17 آذر 1395 02:47 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 2 1 2