**قوس قزح** *مولود پورصفا ((Moloud-Poursafa)) با درود اول مرداد ماه ۱۳۳۵ هجری شمسی در تهران به این دنیای فانی چشم گشودم . بر طبق تصمیمی به زادگاه پدر و مادرم اصفهان کوچ کردیم و سنین نو جوانی و جوانی را همانجا سپری کردم . میزان تحصیلاتم لیسانس در رشته حسابداری از دانشگاه اصفهان هست. که بعد از اتمام تحصیلات به تهران باز گشتم . و در حال حاضر هم در خارج از کشور به زیستن ادامه میدهم. و خدا داند .... در چه زمانی این دنیا را ترک خواهم کرد ؟ و کجا مدفن من خواهد بود؟؟ و اما شعرهای من, اکثراً حزین هست . ولی این شعر من است نه حال من !! به امید روزهای خوش برای همه هموطنانم . *** **نگذارید کسی , گریه تان را ببیند ,زیرا بعده ها تبدیل به شیون می کند .** "**عشق جاودانه **" من در گودال تاریکی بودم انقدر تاریک که هزاران ستاره روشنش نمی کرد انقدر عمیق که هزاران برج به عر شم نمی برد اما عشق تو آمد چه عشقی بود چه بموقع آمد برای این آمدن باید ستاره بگیرم دورِ آن بچینم این چه عشقی بود, که مرا به برج نور برد به آسمان برد به میان ستاره ها عشق تو داد بمن شادی عشق تو داد بمن روشنایی داد بمن آنچه که نداشتم داد بمن آنچه که داشتم و نمی دیدم حال از تو میخواهم که بیایی تو بیا تا جان فدایت کنم تو بیا تا برای هر قدمت بوسه ای نثار کنم تو بیا تا به زیرپایت گلستانی به پا کنم تو بیا تا با قطرات اشگم پیش پایت جویباری براه کنم آخر این جسم و جانم بی تو هیچ است بی تو پوچ است خاک است بر سر کویت گویمت بیا که با عشق تو زنده ام مولود **Masha** اسفند** ١٣٥٥** ***** ابو حنیفه روزی می گذشت. کودکی را دید که در گل بمانده. گفت: گوش دار تا نیفتی گفت: افتادن من سهل است، اگر بیفتم تنها باشم. امّا تو گوش دار، که اگر پای تو بلغزد؛ همۀ مسلمانان که از پس تو آیند بلغزند تذکرة الاولیاء – شیخ عطار نیشابوری **** دیرگاهی‌ست که من سراینده‌ی خورشیدم و شعرم را بر مدارِ مغمومِ شهاب‌های سرگردانی نوشته‌ام که از عطشِ نور شدن خاکستر شده‌اند. من برای روسپیان و برهنگان می‌نویسم برای مسلولین و خاکسترنشینان، برای آن‌ها که بر خاکِ سرد امیدوارند و برای آنان که دیگر به آسمان امید ندارند. شاملو * به اطلاع عزیزان میرسا ند: ** کتاب فردا ابدی ست**مولود پورصفا | شهر کتاب آنلاین ******* **کتاب قلب پاییزی من ** مولود پورصفا - انتشارات ارسطو http://pourpour.mihanblog.com 2017-09-24T14:10:27+01:00